تصور غلط نئوکلاسیک‌های وطنی در مورد خصوصی‌سازی
نئوکلاسیک‌های وطنی با استدلال‌هایی، بازپس‌گیری بنگاه از Ø³ÙˆØ¡Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡â€ŒÚ†ÛŒâ€ŒÙ‡Ø§ را غلط Ùˆ مصداق مصادره می‌دانند Ùˆ از ØÙ‚ مالک جدید برای تعطیل کردن بنگاه Ø¯ÙØ§Ø¹ می‌کنند، در این یادداشت خواهیم دید Ú©Ù‡ نگاه نئوکلاسیک‌ها در مورد خصوصی‌سازی ایراد بنیادین دارد. – اخبا..
نئوکلاسیک‌های وطنی با استدلال‌هایی، بازپس‌گیری بنگاه از Ø³ÙˆØ¡Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡â€ŒÚ†ÛŒâ€ŒÙ‡Ø§ را غلط Ùˆ مصداق مصادره می‌دانند Ùˆ از ØÙ‚ مالک جدید برای تعطیل کردن بنگاه Ø¯ÙØ§Ø¹ می‌کنند، در این یادداشت خواهیم دید Ú©Ù‡ نگاه نئوکلاسیک‌ها در مورد خصوصی‌سازی ایراد بنیادین دارد.
خبرگزاری تسنیم Ù€ دانیال داودی: در بازۀ ۲۰سالۀ ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۰ØŒ ۳۰ درصد از واگذاری بنگاه‌های دولتی به بخش خصوصی واقعی بوده است، در این میان، برخی واگذاری‌ها Ù€ مانند آنچه در مورد Ù‡ÙØªâ€ŒØªÙ¾Ù‡ شاهد بودیم Ù€ اشتباه بودند؛ به این معنا Ú©Ù‡ دولت کارخانه را به کسی واگذار می‌کرد Ú©Ù‡ او پیشتر ÙØ¹Ø§Ù„ اقتصادی شناخته‌شده‌ای نبود Ùˆ چه‌بسا از طریق رانت وام‌های کلان، بنگاه را خریده بود، سپس به‌جای مدیریت کارخانه، ابزارها را Ù…ÛŒâ€ŒÙØ±ÙˆØ®Øª Ùˆ کارگرها را بیکار می‌کرد، در نهایت نیز به Ùکر Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از زمین کارخانه برای ÙØ¹Ø§Ù„یت‌های سوداگرانه Ù…ÛŒâ€ŒØ§ÙØªØ§Ø¯. این‌گونه واگذاری‌ها بود Ú©Ù‡ سیاست‌های Ú©Ù„ÛŒ اصل ۴۴ را بدنام کرد، با این ØØ§Ù„ØŒ نئوکلاسیک‌های وطنی با استدلال‌هایی Ú©Ù‡ در ادامه بررسی می‌شود، بازپس‌گیری بنگاه از Ø³ÙˆØ¡Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡â€ŒÚ†ÛŒâ€ŒÙ‡Ø§ را غلط Ùˆ مصداق مصادره دانسته‌اند Ùˆ ØØªÛŒ از ØÙ‚ مالک جدید برای تعطیل کردن بنگاه نیز Ø¯ÙØ§Ø¹ کرده‌اند.
در این یادداشت خواهیم دید Ú©Ù‡ نگاه نئوکلاسیک‌ها در مورد خصوصی‌سازی Ø¨Ù‡â€ŒÙ„ØØ§Ø¸ بنیادین ایراد دارد.
- نگاه نئوکلاسیک‌ها
نئوکلاسیک‌ها ادعا می‌کنند Ú©Ù‡ دولت، بنگاه‌ها را ناکارآمد اداره می‌کند؛ چرا Ú©Ù‡ مالک Ùˆ مدیر یکی نیستند Ùˆ Â«Ù†ÙØ¹ شخصی»، موتور Ù…ØØ±Ú© مدیر برای به سود رساندن کارخانه نیست. این Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ معتقدند ØØªÛŒ اگر مالک جدید، بنگاه را منØÙ„ کند، این یک روش شناخته‌شده در ادبیات نظری خصوصی‌سازی است Ùˆ ایرادی ندارد؛ چرا Ú©Ù‡ در نهایت منجر به تخصیص بهینۀ منابع تولیدی خواهد شد Ùˆ در Ø³Ø·Ø Ú©Ù„Ø§Ù†ØŒ برای اقتصاد خوب است Ùˆ به رشد اقتصادی Ú©Ù…Ú© می‌کند. بدیهی است Ú©Ù‡ نئوکلاسیک‌ها با این نوع نگاه، به این نتیجه می‌رسند Ú©Ù‡ مثلاً بازگشت Ù‡ÙØªâ€ŒØªÙ¾Ù‡ به دولت، نوعی «مصادره» است Ùˆ امنیت سرمایه‌گذاری Ùˆ ØØ¶ÙˆØ± بخش خصوصی در ÙØ¹Ø§Ù„یت‌های اقتصادی را مختل می‌کند، از این منظر ما اساساً «واگذاری غلط» نداریم Ùˆ ØØªÛŒ اگر مالک جدید، بنگاه را منØÙ„ کرد، در راستای تخصیص بهینۀ منابع تولیدی گام برداشته است، اما اشتباه این نوع نگاه، کجاست؟!
- کدام تخصیص بهینه؟!
اشتباه نئوکلاسیک‌ها آن است Ú©Ù‡ گمان می‌کنند اگر کارخانۀ خصوصی‌سازی‌شده منØÙ„ شود، منابع کارخانه (اعم از نیروی کار، لوازم خط تولید Ùˆ زمین) به‌نØÙˆ بهینه تخصیص پیدا می‌کنند؛ در نتیجه هم شاهد رشد تولید خواهیم بود Ùˆ هم اشتغال بیشتر، این در ØØ§Ù„ÛŒ است Ú©Ù‡ در اقتصاد ما (Ú©Ù‡ تورم بالا، بازدهی بالای زمین Ùˆ مسکن Ùˆ رونق بخش غیرمولد از ویژگی‌های ساختاری آن است) تعطیل شدن یک بنگاه اما به تخصیص بهینۀ منابع منجر نمی‌شود، بلکه بسیار Ù…ØØªÙ…Ù„ است Ú©Ù‡ سرمایه از بخش مولد به بخش غیرمولد با بازدهی بالا Ú©ÙˆÚ† کند Ùˆ شغل‌هایی Ú©Ù‡ از بین Ø±ÙØªÙ‡â€ŒØ§Ù†Ø¯ نیز یا دیگر ایجاد نشوند Ùˆ یا به‌صورت شغل‌های پاره‌وقت با درآمد Ú©Ù…ØŒ بازتولید شوند، بنابراین باید توجه داشت Ú©Ù‡ ØØªÛŒ اگر یک بنگاه دولتی زیان‌ده است (یعنی کارایی پایینی دارد)ØŒ این بنگاه می‌تواند از طریق ایجاد اشتغال Ùˆ تولید بیشتر، در Ø³Ø·Ø Ø§Ù‚ØªØµØ§Ø¯ کلان به رشد اقتصاد Ú©Ù…Ú© کند، بنابراین الزاماً هر انØÙ„الی خوب نیست؛ خصوصاً وقتی انØÙ„ال شرکت به‌دست نوکیسه‌ای رقم بخورد Ú©Ù‡ به‌کمک رانت وام‌های کلان، بنگاه دولتی را ØªØµØ§ØØ¨ کرده باشد.
- خوب‌های زیان‌ده!
زیان‌ده بودن یک بنگاه اقتصادی دولتی در میان‌مدت الزاماً بد نیست. برای ØªÙˆØ¶ÛŒØØŒ می‌توان مثالی ذکر کرد. زیان‌ده بودن بنگاه، یعنی هزینه‌های سالانه‌ بیش از درآمد بنگاه است. ØªÙØ§Ø¶Ù„ درآمد Ùˆ هزینه، زیان Ù…ØØ³ÙˆØ¨ می‌شود. طبیعتاً این زیان توسط منابعی (از جمله وام‌های بانکی Ùˆ کمک‌های دولتی) تأمین می‌شود؛ چرا Ú©Ù‡ اگر تأمین نشود، بنگاه ورشکسته می‌شود، بنابراین زیان اینجا مشابه نوعی بدهی بنگاه به نظام بانکی است. مشابه همین رخداد در Ø³Ø·Ø ÛŒÚ© کشور را می‌توان در بریتانیای ۱۶۸۸ تا ۱۸۱۵ دید. Ø·ÛŒ این سال‌ها دولت بریتانیا همواره هزینه‌هایش بیش از درآمدهایش بود Ùˆ معمولاً ØØ¯ÙˆØ¯ ۳۰ درصد هزینه‌هایش را از طریق وام از هلند (Ú©Ù‡ می‌توان هلند آن روز را بانک اروپا نامید)ØŒ تأمین می‌کرد، با این ØØ§Ù„ وقتی به اندازۀ اقتصاد انگلستان در این یک‌و‌نیم قرن نگاه می‌کنیم، می‌بینیم همواره در ØØ§Ù„ بزرگ‌شدن است، تا جایی Ú©Ù‡ پل کندی در کتاب «ظهور Ùˆ سقوط قدرت‌های بزرگ» اساساً این بدهی بریتانیا را مانند «دم آهنگری» می‌داند Ú©Ù‡ آتش «تکامل سرمایه‌داری» غربی را شعله‌ورتر می‌کرد. از این تمثیل می‌توان Ùهمید برخی بنگاه‌های زیان‌ده، نه‌تنها در میان‌مدت Ùˆ در Ø³Ø·Ø Ø§Ù‚ØªØµØ§Ø¯ کلان ضرری ندارند، بلکه می‌توانند نقش کلیدی در مسیر رشد اقتصادی Ø§ÛŒÙØ§ کنند.
- دومین انتخاب برتر
ممکن است برخی ادعا کنند Ú©Ù‡ زیان‌ده بودن این شرکت‌ها Ùˆ Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از اعتبارات بانکی برای جبران هزینه‌هایشان می‌تواند تورم‌زا باشد؛ گویی وام دادن به امثال مالک سابق شرکت Ù‡ÙØªâ€ŒØªÙ¾Ù‡ برای خریدن این شرکت Ùˆ انØÙ„ال آن، به رشد نقدینگی Ùˆ متعاقب آن تورم منجر نخواهد شد! ما Ø¨Ù‡â€ŒÙ‡Ø±ØØ§Ù„ØŒ از طریق مکانیزم خلق پول بانک‌ها، سطØÛŒ از رشد نقدینگی را خواهیم داشت، Ú†Ù‡ بهتر Ú©Ù‡ این رشد نقدینگی در قالب هدایت اعتبارات بانکی به‌سوی بخش‌های مولد اقتصاد باشد، نتیجه آنکه اگرچه بهتر است بنگاه‌های دولتی از طریق واگذاری به بخش خصوصی واقعی یا از طریق بازنگری در شیوۀ اداره، به‌طور بهینه اداره شوند Ùˆ ØØªÙ…اً سودده باشند اما ØØªÛŒ باقی ماندن بنگاه‌های زیان‌ده Ù€ با شرایطی خاص Ù€ از واگذاری آن‌ها به Ø³ÙˆØ¡Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡â€ŒÚ†ÛŒâ€ŒÙ‡Ø§ØŒ تعطیل شدن کارخانه، بیکار شدن تعداد زیادی از کارگران Ùˆ ضربه به تولید ملی بهتر است؛ به‌عبارت دیگر «دومین انتخاب برتر» (second best choice) است.
انتهای پیام/+


