عضو سابق مجاهدین خلق: سازمان توان عملیات نظامی ندارد؛ شبکه‌های اجتماعی اولویت اول آنهاست/ وعده صدام به رجوی به‌ازای کشتار کردها+ Ùیلم
عضو سابق سازمان مجاهدین خلق در Ú¯ÙØªâ€ŒÙˆÚ¯ÙˆÛŒÛŒ با تسنیم از تجربه ۱۴سال زندگی در کمپ اشر٠و ÙØ±Ø¬Ø§Ù… آن Ú¯ÙØª. Ø¨Ù‡â€ŒÚ¯ÙØªÙ‡ او؛ سازمان در زمان ØØ§Ø¶Ø± توان عملیات نظامی علیه ایران را ندارد Ùˆ تمام تمرکزش بر شبکه‌های اجتماعی است. – اخبار ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ – به گزارش خبرنگار ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ Ø®..
عضو سابق سازمان مجاهدین خلق در Ú¯ÙØªâ€ŒÙˆÚ¯ÙˆÛŒÛŒ با تسنیم از تجربه ۱۴سال زندگی در کمپ اشر٠و ÙØ±Ø¬Ø§Ù… آن Ú¯ÙØª. Ø¨Ù‡â€ŒÚ¯ÙØªÙ‡ او؛ سازمان در زمان ØØ§Ø¶Ø± توان عملیات نظامی علیه ایران را ندارد Ùˆ تمام تمرکزش بر شبکه‌های اجتماعی است.
به گزارش خبرنگار ÙØ±Ù‡Ù†Ú¯ÛŒ خبرگزاری تسنیم، کتاب «تلخی رهایی» از زاویه‌ای جدید به جنگ Ùˆ آدم‌هایی Ú©Ù‡ در این بازه تاریخی ØØ¶ÙˆØ± دارند، می‌پردازد. جواد کامور بخشایش Ú©Ù‡ از نویسندگان شناخته‌شده در ØÙˆØ²Ù‡ ادبیات پایداری است، در این کتاب خود پای ØµØØ¨Øª یک راوی Ù…ØªÙØ§ÙˆØª نشسته است. علی بیگلری، نوجوانی بود Ú©Ù‡ با لطای٠الØÛŒÙ„ÛŒ Ú©Ù‡ در دهه ۶۰ برای ورود به جبهه باب بود، وارد جنگ شد؛ تصمیمی Ú©Ù‡ مسیر زندگی او را تغییر داد. بیگلری پس از ØØ¶ÙˆØ± در جبهه در عملیاتی به اسارت نیروهای عراقی درآمد Ùˆ پس از آن، سه سال Ùˆ نیم از روزهای نوجوانی‌اش را پشت دیوارهای سر به ÙÙ„Ú© کشیده اردوگاه‌های الرمادی Ùˆ Ø§Ø·ÙØ§Ù„ گذراند. اما پایان جنگ، پایان دوران اسارت او نبود. بیگلری پس از گذراندن یک سال در بلاتکلیÙÛŒ Ùˆ خو٠و رجای آزادی یا ØØ¨Ø³ØŒ با تبلیغات اعضای سازمان مجاهدین در اردوگاه‌های Ø§Ø·ÙØ§Ù„ØŒ به‌سودای رهایی از عراق Ùˆ بازگشتن به ایران، وارد اردوگاه اشر٠می‌شود؛ اینجاست Ú©Ù‡ سخت‌ترین بخش زندگی او رقم می‌خورد.
روایت بیگلری به‌عنوان یک عضو جدا‌شده از سازمان از آنچه درون اردوگاه اشر٠و ساکنان آن گذشته است، روایتی جذاب Ùˆ خواندنی از تاریخ معاصر ایران است. او به‌واسطه ØØ¶ÙˆØ± ۱۴ساله‌اش در اردوگاه Ø§Ø´Ø±ÙØŒ با وقایع مختلÙÛŒ مواجه می‌شود؛ از انقلاب‌های پی‌درپی رجوی Ùˆ تناقضاتی Ú©Ù‡ بر ذهن برخی از اعضا چنبره می‌زند تا عملیات‌های مختل٠سازمان علیه مردم عراق، ایران Ùˆ… .
کتاب «تلخی رهایی» روایتی است از یک شاهد عینی از زیست ۱۴ساله در سازمانی Ú©Ù‡ از آن با عنوان «داعشی‌های دهه ۶۰» یاد می‌شود.
بیگلری در Ú¯ÙØªâ€ŒÙˆÚ¯ÙˆÛŒÛŒ با تسنیم ضمن اشاره به چرایی پیوستن به سازمان در آن برهه، به Ø¨ØØ±Ø§Ù† نیرو در این سازمان پس از جنگ مرصاد اشاره می‌کند؛ موضوعی Ú©Ù‡ به‌نظر می‌رسد سازمان همچنان با آن مواجه است Ùˆ Ø¨Ù‡â€ŒÚ¯ÙØªÙ‡ بیگلری، با آگهی، تلاش می‌کند سیاهی لشکر جذب کند. بخش دیگر ØµØØ¨Øªâ€ŒÙ‡Ø§ÛŒ بیگلری به تلاش سازمان در سال‌های پس از مرصاد در خصوص اقناع اعضای خود Ùˆ نوع مواجهه با نیروهایی اختصاص دارد Ú©Ù‡ همانند بیگلری دچار تناقضات ذهنی شده‌اند. او تأکید می‌کند Ú©Ù‡ مسعود رجوی برای اقناع ذهنی اعضای سازمان در مواجهه با مسائلی مانند انقلاب طلاق، دست به ØªÙØ³ÛŒØ± رأی از قرآن می‌زد. Ù…Ø´Ø±ÙˆØ Ú¯ÙØªâ€ŒÙˆÚ¯ÙˆÛŒ تسنیم با این عضو سابق سازمان را می‌توانید در ادامه بخوانید. Ùیلم این Ù…ØµØ§ØØ¨Ù‡ نیز در ادامه منتشر شده است:
*تسنیم: آقای بیگلری، کتاب خاطرات شما Ú©Ù‡ منتشر شده، یکی از کتاب‌های خاطرات جالب Ùˆ خواندنی در ØÙˆØ²Ù‡ ادبیات Ø¯ÙØ§Ø¹ مقدس است؛ به‌جهت سرگذشتی Ú©Ù‡ در دوران اسارت بر شما گذشته است. شما در سال ۶۵ در عملیات اسیر می‌شوید Ùˆ مدتی را در کمپ الرمادی می‌گذرانید، پس از آن، به سازمان مجاهدین پیوستید Ùˆ جزو اسیران پیوستی Ù…ØØ³ÙˆØ¨ شدید. Ú†Ù‡ پیش‌زمینه‌ Ùˆ تبلیغاتیباعث شد Ú©Ù‡ از شرایطی Ú©Ù‡ در کمپ عراقی داشتید، خارج شوید Ùˆ به اردوگاه اشر٠قدم بگذارید؛ با توجه به اینکه پیش‌زمینه‌ Ùˆ اطلاعی از آنچه پشت دیوارها می‌گذشت، نداشتید؟ Ú†Ù‡ عواملی موجب شد شما در آن Ù„ØØ¸Ù‡ آن تصمیم را بگیرید Ùˆ به سازمان مجاهدین بپیوندید؟
پاسخ به این پرسش طولانی است، در خود کتاب «تلخی رهایی» به چرایی این موضوع به‌صورت Ù…ÙØµÙ„ اشاره کرده‌ام. ماجرا، ماجرای خیلی عجیبی است، من طلبه Ùˆ بسیجی Ùˆ پدرم از بنیانگذاران سپاه کرمانشاه بود؛ البته منظورم از Ù„ØØ§Ø¸ معنوی است. پدرم سواد آن‌چنانی نداشت اما پشتوانه مذهبی قوی داشت؛ ØØªÛŒ همین ØØ§Ù„ا نیز این رویکرد را می‌توان در سبک زندگی او دید. او در زمان ØØ§Ø¶Ø± تنها به ØÙ‚وقی Ú©Ù‡ از سپاه می‌گیرد، بسنده کرده Ùˆ معتقد است Ú©Ù‡ ØÙ‚ Ùˆ ØÙ‚وق جانبازی بر او ØØ±Ø§Ù… است. سازمان مجاهدین در ابتدای انقلاب برای ترور در کرمانشاه به‌دنبال شناسایی Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ مذهبی بود؛ جالب آنکه ØØªÛŒ یک‌بار نیز قصد داشتند پدرم را ترور کنند، ØØ§Ù„ا ÙØ±Ø²Ù†Ø¯ چنین ÙØ±Ø¯ÛŒ با چنین اعتقاداتی مسیر زندگی‌اش تغییر می‌کند Ùˆ به‌سمت سازمان مجاهدین می‌رود.

هنگام صر٠نهار در ØØ¬Ø±Ù‡ ایام طلبگی مسجد عمادالدوله
داستان بسیار پیچیده است، داستانی است Ú©Ù‡ شاید تا ØØ§Ù„ا شنیده Ùˆ دیده نشده باشد. من اول Ú©Ù‡ اسیر شدم، در کمپ ۱۰ Ùˆ کنار دوستانم بودم. در این کمپ سنین مختلÙÛŒ ØØ¶ÙˆØ± داشتند؛ از متأهلان Ùˆ Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ÛŒ بالای ۳۰Ù€۴۰ سال سن Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ تا Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ÛŒ مانند من Ú©Ù‡ در سن ۱۳Ù€۱۴ سالگی قرار داشتیم، ما همه منسجم دور هم بودیم، در چنین ÙØ¶Ø§ÛŒÛŒØŒ بزرگترها هوای اسرای کم‌سن‌وسال‌تر را داشتند، ØØªÛŒ ØØ³Ø§Ø³ بودند Ú©Ù‡ ما با چه‌کسانی Ø±ÙØªâ€ŒÙˆØ¢Ù…د می‌کنیم، ما هم رعایت سن‌وسال اسرای بزرگتر را می‌کردیم Ùˆ به ØØ±Ù آنها Ø§ØØªØ±Ø§Ù… می‌گزاردیم، تا اینکه عراق ما اسرای کم‌وسن سال را به‌عنوان Ø§Ø·ÙØ§Ù„ از اسرای بزرگتر جدا کرد Ùˆ به کمپ جدایی ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯ØŒ ما از دوستان Ùˆ Ù…ØÛŒØ·Ù…ان جدا شدیم Ùˆ به اردوگاه Ø§Ø·ÙØ§Ù„ Ø±ÙØªÛŒÙ…. این اردوگاه برای عراقی‌ها بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت Ùˆ آنها سعی می‌کردند Ú©Ù‡ از این Ù„ØØ§Ø¸ بیشتر به اردوگاه برسند Ùˆ روی آن مانور تبلیغاتی بدهند.
در اردوگاه Ø§Ø·ÙØ§Ù„ ما با ÙØ¶Ø§ÛŒ Ù…ØªÙØ§ÙˆØªâ€ŒØªØ± نسبت به کمپ قبلی مواجه بودیم، برخی از Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ÛŒØªâ€ŒÙ‡Ø§ در اردوگاه جدید دیده نمی‌شد Ùˆ از سوی دیگر، Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ وابسته به سازمان مجاهدین در این اردوگاه Ø±ÙØªâ€ŒÙˆØ¢Ù…د داشتند.
*تسنیم: بزرگتری هم دیگر نبود که هوای شما را داشته باشد.
بزرگتری هم اگر بود، دیگر نمی‌توانست کاری انجام بدهد؛ چون آنجا ØªØØª نظارت نیروهای عراقی بود Ùˆ با او ØØªÙ…اً برخورد می‌شد. در این ØØ§Ù„‌وهوا، من Ø¨Ù‡â€ŒÙ„ØØ§Ø¸ مذهبی سست شده بودم، باید واقعیت‌ها را Ú¯ÙØªØŒ دیگر آن نماز خواندن را در خود نمی‌دیدم، یا پیش از آن، من تلویزیون عراق را نگاه نمی‌کردم، اما بعد از ورود به این اردوگاه کم‌کم مخاطب آن شدم. در این ÙØ¶Ø§ØŒ قطعنامه Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ شد Ùˆ جنگ به اتمام رسید. اگر از دوستان آزاده بپرسید، ØØªÙ…اً تأیید خواهند کرد Ú©Ù‡ دوران آتش‌بس یکی از سخت‌ترین دوران زندگی ما بود، ما همگی ØØ§Ù„ت برزخ را داشتیم، نمی‌دانستیم Ú©Ù‡ آزاد می‌شویم یا کشته خواهیم شد، Ú†Ù‡ Ø§ØªÙØ§Ù‚ÛŒ برای ما رخ خواهد داد،… ایران آتش‌بس را Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ‡ بود، اما صدام هنوز پاسخ قطعی نداده بود.
برای ÙØ±Ø§Ø± از کمپ اسرا به سازمان پیوستم
در چنین اوضاع Ùˆ اØÙˆØ§Ù„ Ùˆ در آن سن‌وسال، با ÙØ§ØµÙ„Ù‡ Ú¯Ø±ÙØªÙ† از ÙØ¶Ø§ÛŒ مذهبی Ùˆ Ø±ÙØªâ€ŒÙˆØ¢Ù…د گروه‌های سیاسی مختل٠از جمله سازمان مجاهدین Ùˆ سلطنت‌طلب‌ها، من نامه‌ای از خانواده Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª کردم. من خانواده Ùقیری داشتم Ú©Ù‡ در Ù…ØÛŒØ·ÛŒ روستایی زندگی می‌کردند؛ به همین خاطر نامه‌ زیادی برای من ارسال نمی‌شد. با خواندن این نامه Ø§ØØ³Ø§Ø³ کردم Ú©Ù‡ پدرم را از دست داده‌ام؛ چون در آن نامه امضای پدرم نبود. از سوی دیگر، تبلیغاتی نیز علیه انقلاب در اردوگاه صورت Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯Ø±ÙØª Ùˆ این سبب شد Ú©Ù‡ ما دچار تزلزل اعتقادی شویم. موضوع عزل آیت‌الله منتظری، سوژه گروه‌های سیاسی برای زیر سؤال بردن انقلاب شده بود.

علی بیگلری، اولین Ù†ÙØ± نشسته از سمت راست در جمع اسرا
این را هم بگویم Ú©Ù‡ در اردوگاه‌های دیگر به اعضای سازمان مجاهدین اجازه Ø±ÙØªâ€ŒÙˆØ¢Ù…د نمی‌دادند، ØØªÛŒ با آنها درگیر می‌شدند، اما در اردوگاه ما این اعضا Ø¨Ù‡â€ŒØ±Ø§ØØªÛŒ Ø±ÙØªâ€ŒÙˆØ¢Ù…د می‌کردند Ùˆ اصلاً نمی‌شد جلوی این Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ ایستاد؛ چون هم عراق از آنها ØÙ…ایت می‌کرد Ùˆ هم اینکه آنها در اردوگاه هوادار داشتند. در این Ø¨ØØ¨ÙˆØÙ‡ با Ø±ÙØªÙ† چندتن از دوستانم Ùˆ پیوستن آنها به سازمان، به این نتیجه رسیدم Ú©Ù‡ به سازمان می‌پیوندم Ùˆ بعد از آنجا ÙØ±Ø§Ø± می‌کنم. این را نمی‌دانستم Ú©Ù‡ آنها دارای تشکیلات منسجمی هستند Ú©Ù‡ ما با این سن‌وسال، ØØ±ÛŒÙ آنها نمی‌شویم، این شد Ú©Ù‡ در اواخر سال ۶۸ به سازمان پیوستم.
*تسنیم: در واقع تصور اولیه شما، تصور ÙØ±Ø§Ø± از اردوگاه Ø§Ø·ÙØ§Ù„ Ùˆ رهایی از این طریق بود نه تصور پیوستن به سازمان.
بله، ما ØØªÛŒ از سازمان ترس زیادی داشتیم. ما آنها را «مناÙق» خطاب می‌کردیم Ùˆ Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯ÙØªÛŒÙ… Ú©Ù‡ اگر آنها را دیدیم، باید گوشمان را بگیریم؛ چون آنها ما را ÙØ±ÛŒØ¨ می‌دهند. آنها در آن زمان برنامه‌ای داشتند Ú©Ù‡ ما ØØªÛŒ آن را هم نگاه نمی‌کردیم، چون معتقد بودیم Ú©Ù‡ بر ذهن ما تأثیر می‌گذارد. به‌خیال اینکه از شرایط اردوگاه Ø§Ø·ÙØ§Ù„ خلاص می‌شویم Ùˆ Ù†ÙØ³ Ø±Ø§ØØªÛŒ می‌کشیم، به سازمان پیوستیم.
*تسنیم: با این ایده به سازمان پیوستید، در آنجا آن چیزی Ú©Ù‡ گروهک به آن شناخته می‌شود، Ø¨ØØ« شست‌وشوی مغزی Ùˆ ایزوله کردن Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ است. آنها از Ú†Ù‡ روش‌هایی Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ می‌کردند تا شما را به یک عضو تبدیل کنند، این ÙØ±Ø§ÛŒÙ†Ø¯ به‌چه‌صورت Ø·ÛŒ شد؟
ما در دوران اسارت ØØªÛŒ آسمان شب را ندیده بودیم. سه Ù€ چهار سال در اردوگاه‌های عراق این آرزو را داشتیم Ú©Ù‡ یک‌بار هم Ú©Ù‡ شده آسمان شب را ببینیم. برنامه ما در اولین روزهایی Ú©Ù‡ وارد اردوگاه اشر٠شده بودیم، با دیگر دوستان اسیر Ú©Ù‡ به آنجا Ø±ÙØªÙ‡ بودیم، این بود Ú©Ù‡ زیر آسمان شب دراز بکشیم Ùˆ ستاره‌ها را تماشا کنیم. از سوی دیگر، ما در اردوگاه تغذیه مناسبی نداشتیم. میوه‌ها Ùˆ غذایی را Ú©Ù‡ به ما می‌دادند، به‌قول دوستان، گاو Ùˆ گوسÙند نیز آنها را نمی‌خورد، با این شرایط تصمیم Ú¯Ø±ÙØªÛŒÙ… Ú©Ù‡ به سازمان برویم تا مگر راهی برای ÙØ±Ø§Ø± Ùˆ رهایی از ÙØ¶Ø§ÛŒ اردوگاه پیدا کنیم، Ø§ØØ³Ø§Ø³ می‌کردیم از این طریق می‌توانیم Ù†ÙØ³ Ø±Ø§ØØªÛŒ بکشیم.
پاسخ مسعود به Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØ§Ù† انقلاب طلاق در سازمان
من نمی‌خواهم در اینجا شعار بدهم، آن‌قدر واقعیت گویا Ùˆ روشن است Ú©Ù‡ نیازی به این کار نیست. سازمان دارای ایدئولوژی منسجمی است. آنها نیروهایی دارند Ú©Ù‡ ØØ§Ø¶Ø±Ù†Ø¯ به‌خاطر آنها خود را به کشتن بدهند Ùˆ قرص سیانور را زیر زبان خود قرار دهند؛ پس ØØªÙ…اً دارای اهرم‌هایی هستند Ú©Ù‡ می‌توانند نیروهای خود را Ø¨Ù‡â€ŒÙ„ØØ§Ø¸ ایدئولوژیک قانع کنند، همین دیدگاه‌ها را روی ما نیز پیاده کرده بودند Ùˆ توانستند برای مدتی ما را ØªØØª تأثیر قرار دهند، اما ازآن‌جایی Ú©Ù‡ من طلبه Ùˆ ØØ§Ùظ قرآن بودم، از یک جایی به بعد دچار تناقض شدم، آنها نیز ادعای اسلام‌گرایی دارند Ùˆ برخی نیز به آنها مارکسیست اسلامی می‌گویند. آنها مدعی‌اند Ú©Ù‡ نماینده اسلام واقعی هستند، به‌عنوان نمونه، در مقطعی سازمان اعلام کرد Ú©Ù‡ ازدواج ØØ±Ø§Ù… است Ùˆ مسعود دستور داد Ú©Ù‡ همه ØÙ„قه‌های ازدواج خود را از انگشتانشان خارج کنند، Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ "ما توان مقابله با جمهوری اسلامی را با این شرایط نداریم، در نتیجه باید از ازدواج چشم‌پوشی کنیم؛ چون ازدواج برای ما تبعاتی دارد، مثلاً زن Ùˆ شوهری Ú©Ù‡ ازدواج کرده‌اند، باید به زندگی Ùˆ بچه خود برسند، این کار برای ما هزینه‌بردار Ùˆ سنگین است. دشمن ما Ú©Ù‡ جمهوری اسلامی است، بسیار قوی است Ùˆ با این شرایط نمی‌توان به مقابله با آن پرداخت."
این جرقه یک پرسش را در ذهن من رقم زد. من بر این باور بودم Ú©Ù‡ ازدواج Ùˆ تشکیل خانواده در اسلام تأکید Ùˆ Ú¯ÙØªÙ‡ شده است Ú©Ù‡ زن Ùˆ مرد مایه آرامش هم هستند، اما توجیه مسعود در جواب کسانی مانند من Ú©Ù‡ دچار تناقض Ùˆ پرسش شده بودند، Ø·Ø±Ø Ø¯Ø§Ø³ØªØ§Ù† جالوت Ùˆ طالوت بود. او Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯ÙØª "در زمان جنگ این دو از جانب پروردگار ندا آمد Ú©Ù‡ نیروهای طالوت نباید آب بنوشند، آیا آب خوردن ØØ±Ø§Ù… است؟ نه، اما خداوند می‌خواست آنجا آنها را از این طریق Ø§Ù…ØªØØ§Ù† کند. الآن نیز خداوند می‌خواهد ما را به این روش Ø§Ù…ØªØØ§Ù† کند Ùˆ ما باید از ازدواج چشم‌پوشی کنیم."ØŒ می‌خواهم بگویم آنها دست Ùˆ بال بسته نیستند Ùˆ قرآن را ØªÙØ³ÛŒØ± به رأی می‌کنند. آنها مدعی‌اند Ú©Ù‡ طبق قرآن Ùˆ نهج‌البلاغه پیش می‌رویمT اما از یک جایی به بعد، با توجه به اینکه من پیشینه مذهبی داشتم، با رویکرد سازمان دچار تناقض Ùˆ با آنها دچار مشکل شدم. این تناقض دو سه سال پس از ورودم به اردوگاه اشر٠ایجاد شد.
*تسنیم: از سال ۷۲ به بعد اجازه خروج اعضا از اردوگاه داده نشد، به‌نظر می‌رسد از این تاریخ به بعد سرنوشت شما سخت‌تر شد، Ú†Ù‡ کارهایی می‌کردند تا شما را همچنان هوادار نگاه دارند. در خاطرات شما ذکر شده است Ú©Ù‡ در نتیجه این ÙØ´Ø§Ø±Ù‡Ø§ Ùˆ تناقض‌ها، کار ØØªÛŒ به خودکشی شما هم رسید، Ú†Ù‡ بر شما گذشت؟
وقتی خوشی‌های اولیه گذشت، تناقض من شروع شد. من از خانواده‌ای سپاهی Ùˆ بسیجی Ùˆ با پشتوانه مذهبی وارد جبهه شده بودم، اما ØØ§Ù„ا در شرایطی عکس آن قرار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ بودم. این بزرگترین مسئله زندگی من بود Ùˆ باید با آن کلنجار Ù…ÛŒâ€ŒØ±ÙØªÙ…ØŒ مشکل من از جایی شروع شد Ú©Ù‡ این تناقض را آشکارا عنوان کردم.

بیگلری کنار دیگر اعضای سازمان مجاهدین در بابل عراق
آنها انقلاب ایدئولوژیکی داشتند Ú©Ù‡ Ø¨ØØ« پیچیده‌ای بود، مشابه مسیØÛŒØª بود. ÙØ±Ø¯ مسیØÛŒ برای سبک‌تر شدن گناهانش پیش کشیش می‌رود Ùˆ به گناهان خود اعترا٠می‌کند. در سازمان، این Ø¨ØØ« پیچیده‌تر Ù…Ø·Ø±Ø Ø¨ÙˆØ¯. شما باید هر شب در Ù…ØÛŒØ·ÛŒ قرار Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯Ø±ÙØªÛŒØ¯ Ùˆ رازهای Ù…Ú¯ÙˆÛŒ خود را عنوان می‌کردید. هر ÙØ±Ø¯ÛŒ در خود رازهایی دارد Ú©Ù‡ ممکن است آنها را با برادر یا همسر خود نیز Ù…Ø·Ø±Ø Ù†Ú©Ù†Ø¯ØŒ ممکن است در جایی کار خطایی انجام داده باشد، ممکن است در ذهن خود Ùکری داشته باشد Ú©Ù‡ امکان بازگویی آن را نداشته باشد…ØŒ وقتی این رازها برملا می‌شود، دیگر آن شخصیت قبلی باقی نمی‌ماند Ùˆ شالوده او برهم می‌خورد، مثلاً من نمی‌خواستم آنها بدانند Ú©Ù‡ پدرم پاسدار است یا یک‌سری موضوعات شخصی Ùˆ اعتقاداتی داشتم Ú©Ù‡ دوست نداشتم این موارد برملا شود، اما Ø·ÛŒ این انقلاب، این اسرار دیگر برملا شده بود، بعد از این برملا شدن‌ها، ÙØ´Ø§Ø±Ù‡Ø§ روی من زیاد Ùˆ دادگاه‌های من آغاز شد.
تصمیم به خودکشی Ú¯Ø±ÙØªÙ……
دادگاه‌های سازمان هم به این صورت بود Ú©Ù‡ در مکانی Ú©ÙˆÚ†Ú© ÙØ±Ø¯ را زیر منگنه قرار می‌دادند Ùˆ Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯ÙØªÙ†Ø¯ Ú©Ù‡ "چرا در انقلاب‌ها شرکت نمی‌کنی؟" Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯ÙØªÙ… "مگر شما Ù†Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯ÙØªÛŒØ¯ Ú©Ù‡ کسی وارد این انقلاب شود، شخصیتش تغییر می‌کند؟!" من نیز وارد این چرخه شدم Ùˆ شخصیتم تغییر کرد، اما به من Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯ÙØªÙ†Ø¯ Ú©Ù‡ "تو دروغ می‌گویی" Ùˆ… .
*تسنیم: منظورشان انقلاب درونی بود؟
بله. من را در منگنه‌ای قرار داده بودند Ùˆ تا ØØ¯ÙˆØ¯ یک‌ماه با من نشست برگزار می‌کردند. دشنام‌هایی Ú©Ù‡ به من می‌دادند،‌ آب‌دهان‌هایی Ú©Ù‡ به‌سمت من پرت می‌کردند Ùˆ… همه به جای خود، ‌آنچه من را بیشتر از هرچیز در این مقطع اذیت می‌کرد، ÙØ´Ø§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ روانی Ùˆ روØÛŒ بود Ú©Ù‡ من با آن مواجه بودم. این ÙØ´Ø§Ø±Ù‡Ø§ داشت من را نابود می‌کرد، مثلاً سر میز غذا می‌نشستم، همه از من دوری می‌کردند Ùˆ من را تنها می‌گذاشتند، یا چون در انقلاب‌ها عنوان کرده بودم Ú©Ù‡ پدرم پاسدار است، از طر٠برخی از اعضا مورد تهدید قرار Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯Ø±ÙØªÙ…ØŒ ناگهان شب یک هیولایی می‌آمد Ùˆ تهدید می‌کرد Ú©Ù‡ "سرت را Ù…ÛŒâ€ŒØ¨ÙØ±Ù…"Ø› به همین دلیل یک Ù†ÙØ± را برای من به‌عنوان نگهبان گذاشته بودند، در چنین شرایطی به ائمه(ع) Ùˆ قرآن متوسل شدم.
خودکشی یک گناه نابخشودنی در ادیان ابراهیمی است؛ چون قطع از امید خداست. در ØØ§Ù„ت عادی اگر سوزنی به دست خود بزنید، Ø§ØØ³Ø§Ø³ درد می‌کنید، اما از یک جایی به بعد آن‌قدر زندگی من با ÙØ´Ø§Ø± روØÛŒ توأم شده بود Ú©Ù‡ دیگر این درد را Ø§ØØ³Ø§Ø³ نمی‌کردم، آن‌قدر به آن نقطه اوج رسیدم Ú©Ù‡ تصمیم Ú¯Ø±ÙØªÙ… این گناه نابخشودنی را انجام دهم، در جلسه آخر Ø¨Ù‡â€ŒÙ„ØØ§Ø¸ شخصیتی نابود شده بودم، تصمیم Ú¯Ø±ÙØªÙ… با وسیله تیزی خودم را از این شرایط خلاص کنم، به نگهبان Ú¯ÙØªÙ… Ú©Ù‡ "Ùقط برای من یک قرص بیاورید."ØŒ لیوان را Ú©Ù‡ شیشه‌ای بود، در جیب خودم پنهان کردم. Ø±ÙØªÙ… دستشویی، در را Ù‚ÙÙ„ کردم Ùˆ Ú¯ÙØªÙ… "خدایا، من عذاب این گناه را به جان می‌خرم، اما عذاب زندگی با انسان‌های بی‌منطق Ùˆ این عذاب روØÛŒ را نه!"
خانه‌هایی که بعد از انقلاب طلاق تبدیل به زندان اعضا شد
بارها Ú¯ÙØªÙ‡ بودم Ú©Ù‡ "اگر خائنم، من را اعدام کنید."ØŒ در چنین شرایطی لیوان را شکستم Ùˆ رگ‌های گلویم را بریدم، غرق در خون Ùˆ بیهوش شده بودم، ناگهان نگهبان متوجه شد، در را شکستند Ùˆ من را بیرون آوردند. آق‌بانویی (Ú†Ùیه‌ای) دور گردنم پیچیدند Ùˆ من را با همان ØØ§Ù„ت می‌چرخاندند Ùˆ بعد به درمانگاه بردند، آن‌قدر شرایطم بد بود Ú©Ù‡ پزشک درمانگاه دلش به ØØ§Ù„ من سوخت Ùˆ با گریه به من Ú¯ÙØª Ú©Ù‡ "پسرم با این‌ها چه‌کار داری؟ چرا با این‌ها لج می‌کنی؟"ØŒ ۱۸ بخیه به گردنم زدند، بعد از اتمام بخیه، بدون اینکه اجازه Ø§Ø³ØªØ±Ø§ØØª به من بدهند، به جلسه دادگاه بردند.
در آن جلسه ØÚ©Ù… اعدام خودم را امضا کردم، آن‌قدر من را ØªØØª ÙØ´Ø§Ø± قرار داده بودند Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ… "من خیانت کردم، من با وزارت اطلاعات ایران در ارتباطم Ùˆ…"ØŒ در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ من در آن زمان سن‌وسال Ú©Ù…ÛŒ داشتم Ùˆ اصلاً نمی‌دانستم وزارت اطلاعات چیست، ۱۰Ù€۱۲ سال از زمان اسارت من گذشته بود Ùˆ اصلاً این ادعاها درست نبود، بعد از آن من را به زندانی Ø§Ù†ÙØ±Ø§Ø¯ÛŒ انداختند، من هشت ماه در زندان Ø§Ù†ÙØ±Ø§Ø¯ÛŒ در اشر٠به‌سر بردم.

*تسنیم: جالب اینکه یکی از Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ جداشده از سازمان مجاهدین Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯ÙØª "من خودم نمی‌دانستم Ú©Ù‡ در اشر٠زندان داشتیم، اما بعد از Ù…Ø®Ø§Ù„ÙØª با مسعود به زندان Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù…". شرایط زندان‌ها در اشر٠به‌چه‌صورت بود؟
زندان‌ها، پیش از آن خانه‌های Ú©ÙˆÚ†Ú© (سوئیتی) بود برای خانواده‌ها Ú©Ù‡ آخر Ù‡ÙØªÙ‡â€ŒÙ‡Ø§ در آنجا جمع می‌شدند Ùˆ کنار هم بودند. بعد از ماجرای انقلاب طلاق در Ø§Ø´Ø±ÙØŒ این خانه‌ها تبدیل به زندان شد. اشر٠زندان‌های دیگری هم داشت Ú©Ù‡ من آنجا را ندیده بودم، اما از دوستانم وص٠آنها را شنیده بودم یا در کتاب‌ها خوانده‌ام. زندان‌ها دسته‌بندی شده بودند. من در زندانی Ú©Ù‡ بودم Ù€ Ùکر می‌کنم زندان B بود Ù€ در یک اتاق زندانی بودم Ùˆ هر چند روز یک‌بار تنها اجازه بیرون آمدن از آنجا را داشتیم.
در این مدت با کسی در ارتباط نبودم. هد٠آنها از زندانی کردن اعضا، بازگرداندن ÙØ±Ø¯ بود. بعد از هشت ماه Ùˆ پس از اینکه سازمان دیگر از من ناامید شده بود، من را به زندان ابوغریب ÙØ±Ø³ØªØ§Ø¯Ù†Ø¯ØŒ ابوغریب هم Ú©Ù‡ از اسمش معلوم است Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ شرایطی دارد، برخی از Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ تا به این مرØÙ„Ù‡ می‌رسیدند، مجبور می‌شدند Ú©Ù‡ به سازمان برگردند.
*تسنیم: در دادگاه‌ها Ùˆ زیر منگنه گذاشتن‌ها برای این بود Ú©Ù‡ شما را تسلیم Ù…ØØ¶ کنند یا نه، از شما ناامید شده بودند Ùˆ می‌خواستند شما ببرید Ùˆ به‌سمت خودکشی پیش روید؟
مسعود از دهه ۶۰ وعده داده بود Ú©Ù‡ "ما به ایران ØÙ…له Ùˆ جمهوری اسلامی را ساقط می‌کنیم، جمهوری اسلامی توانایی اداره کشور را ندارد Ùˆ ما هم نیروهای قوی‌ای داریم."ØŒ اما این Ø§ØªÙØ§Ù‚ Ù†ÛŒÙØªØ§Ø¯Ù‡ بود. اگر بخواهیم Ø´ÙØ§Ù Ùˆ بدون شعار به این قضیه نگاه کنیم، باید بگویم Ú©Ù‡ نیروها تمام این ۱۰Ù€۱۵ سال‌ را منتظر ماندند، بدون هیچ خانه Ùˆ خانواده‌ای، بدون هیچ امیدی. سازمان در این شرایط باید نیروها را به‌نØÙˆÛŒ جذب می‌کرد، یا باید به نیروها پول Ùˆ امکانات می‌داد Ú©Ù‡ در این ØØ§Ù„ت، مبارزه آنها به اتمام می‌رسید، یا باید به‌وسیله اهرمی، این ارتباط را ایجاد می‌کرد.
مسعود، به‌عنوان رهبر سازمان از اهرم ایدئولوژی برای نگاه داشتن نیروها Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ می‌کرد. انقلاب مسعود بندبند بود Ùˆ این، Ø¨Ù‡â€ŒÙ„ØØ§Ø¸ روØÛŒ Ùˆ روانی باعث می‌شد تا نیروها با تلقین در سازمان باقی بمانند، به‌قول Ù…Ø¹Ø±ÙˆÙØŒ از این ستون به آن ستون ÙØ±Ø¬ بود، اما در قبال نیروهایی Ú©Ù‡ مانند من اعتقاداتش را از دست داده بودند، دو رویکرد Ùˆ روش را پیش Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯Ø±ÙØªÙ†Ø¯Ø› یا این ÙØ±Ø¯ به سازمان برمی‌گشت Ùˆ سازمان نیز آنها را تØÙˆÛŒÙ„ Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯Ø±ÙØª Ùˆ به‌به Ùˆ چه‌چه می‌کردند Ùˆ Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯ÙØªÙ†Ø¯ Ú©Ù‡ او انقلاب کرده‌ است، یا نیرویی مانند من Ú©Ù‡ از سازمان می‌برید Ùˆ سازمان قادر به نگهداری او نبود.

سازمان برای جبران کمبود نیرو پس از مرصاد به‌سراغ اسرای کم‌سن‌و‌سال آمد
سازمان به نیرو Ø§ØØªÛŒØ§Ø¬ داشت، اصلاً چرا سازمان به‌سراغ اسرا آمد Ùˆ شروع به عضوگیری از بین اسرا کرد؟ سازمان بعد از عملیات ÙØ±ÙˆØº جاویدان (مرصاد) Ùˆ با کشته شدن نیروهای بسیار، با کمبود نیرو مواجه شده بود، نیروهایش Ø¨Ù‡â€ŒØ§ØµØ·Ù„Ø§Ø ØªÙ‡ کشیده بودند؛ به همین دلیل تصمیم Ú¯Ø±ÙØª Ú©Ù‡ از بین اسرا، نیرو جذب کند، اما بعد از آن پشیمان شد؛ چون نیروهای تازه‌وارد باعث به وجود آمدن چالش‌هایی شده بودند Ùˆ گاه از سازمان Ùˆ رهبری آن انتقاد می‌کردند.
* تسنیم: به دوران زندان ابوغریب بپردازیم، در آن زمان چه شرایطی داشتید و چطور شد که به کشور بازگشتید؟
در دادگاه خواسته‌های ذهن اعضای سازمان مانند اینکه با وزارت اطلاعات در ارتباط بودن را امضا کردم، دیگر Ú¯ÙØªÙ… "هرچه شما بگویید، من امضا می‌کنم."ØŒ شرایطم در آن ایام به‌گونه‌ای بود Ú©Ù‡ وقتی بعد از دادگاه به زندان Ø§Ù†ÙØ±Ø§Ø¯ÛŒ در Ø§Ø´Ø±Ù Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù…ØŒ Ø§ØØ³Ø§Ø³ می‌کردم Ú©Ù‡ در بهشت هستم Ùˆ خدا را شکر می‌کردم؛ آن‌قدر آزار Ùˆ اذیت دیده بودم. بعد از اینکه وارد ابوغریب شدم Ùˆ با دیدن Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ دور Ùˆ برم Ú©Ù‡ عضو سازمان نبودند، همین ØØ³ را مجدداً در خود Ø§ØØ³Ø§Ø³ کردم Ùˆ Ùکر می‌کردم در بهشت ØØ¶ÙˆØ± دارم؛ یعنی آن‌قدر شرایط سازمان برای ما سخت بود.
ابوغریب در قیاس با اشر٠برایم بهشت بود
سازمان با بعث عراق ساخت‌وپاخت داشت؛ به همین دلیل برای من به‌دلیل عبور غیرقانونی از مرز، ۲۰ سال ØÚ©Ù… ØØ¨Ø³ بریدند. تا چند ماه در ابوغریب خوش بودیم. ابوغریب زندانی بین‌المللی بود Ùˆ از کشورهای مختل٠در آن ØØ¶ÙˆØ± داشتند، دو بخش اعراب Ùˆ اجانب ØØ¶ÙˆØ± داشتند، از عربستان، سودان، کویت، Ùلسطین Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ تا ترکیه، سوئد، هلند، ایران Ùˆ… ØØ¶ÙˆØ± داشتند. در این زندان بدترین شرایط Ùˆ بیشترین ÙØ´Ø§Ø± برای زندانی‌های ایرانی بود. سازمان این‌طور می‌خواست Ú©Ù‡ ما ØªØØª ÙØ´Ø§Ø± قرار بگیریم Ùˆ به‌واسطه این ÙØ´Ø§Ø±Ù‡Ø§ به اردوگاه اشر٠برگردیم. پس از مدتی نیز نماینده سازمان به زندان ابوغریب آمد Ùˆ با پرداخت پول، قصد داشت Ú©Ù‡ ما را از تصمیم خودمان منصر٠کند.
در مجموع شرایط زندان بد بود، بالاخره ابوغریب بود Ùˆ ÙØ´Ø§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ سازمان. شانس آوردیم جنگ بین عراق Ùˆ کویت رخ داد، در آن زمان عراق برای اینکه مشکلات خودش با ایران را Ù…Ø±ØªÙØ¹ کند، تصمیم Ú¯Ø±ÙØª مبادله اسرای ایرانی Ùˆ عراقی را انجام دهد.
*تسنیم: ØµØØ¨Øªâ€ŒÙ‡Ø§ÛŒ شما نشان می‌دهد Ú©Ù‡ سازمان بعد از ÙØ±ÙˆØº جاویدان (مرصاد) دچار ریزش نیرو می‌شود Ùˆ به‌هرشکلی تلاش می‌کند Ú©Ù‡ این نیروها را ØÙظ کند، الآن وضعیت Ø¹ÙØ¯Ù‘Ù‡ Ùˆ Ø¹ÙØ¯Ù‘Ù‡ سازمان را چطور ارزیابی می‌کنید؟
این سازمان دارای ایدئولوژی خاص خودش است Ùˆ کوتاه هم نمی‌آید، Ø¨Ù‡â€ŒÙ„ØØ§Ø¸ نیروهای تشکیلاتی، نیروها همگی ۶۰ سال به بالا هستند، ØØªÛŒ سازمان نیاز به سیاهی‌لشکر دارد. سازمان Ú†Ù‡ زمانی Ú©Ù‡ در اشر٠بود Ùˆ Ú†Ù‡ الآن Ú©Ù‡ در آلبانی ØØ¶ÙˆØ± دارد، برای تکمیل نیروهای خود Ø¢Ú¯Ù‡ÛŒ جذب منتشر می‌کند، خود سازمان هم می‌داند Ú©Ù‡ این نیرو، نیرو نیست، برای کار آمده است. از ترکیه Ùˆ دیگر کشورها نیرو جذب می‌کردند، Ù…ÛŒâ€ŒÚ¯ÙØªÙ†Ø¯ "مدتی در اشر٠کار کن، ما برایت اقامت کشورهای اروپایی را می‌گیریم."Ø› بنابراین سازمان می‌خواهد برای خودش سیاهی‌لشکر درست کند، Ø¨Ù‡â€ŒÙ„ØØ§Ø¸ اقدام نظامی اصلاً قابل تصور نیست Ùˆ این نیرو را ندارد، اما Ø¨Ù‡â€ŒÙ„ØØ§Ø¸ Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از ÙØ¶Ø§ÛŒ مجازی دستش خالی نیست.
ÙØ¹Ø§Ù„یت در شبکه‌های اجتماعی،اولویت اول سازمان؛ باآگهی، سیاهی‌لشکر جذب می‌کند
رهبران سازمان با Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ÛŒ مانند رودی جولیانی شهردار نیویورک Ú©Ù‡ وکیل ترامپ است، جان بولتون Ùˆ دیگر سناتورهای آمریکایی لابی دارند. آنها راه‌وچاه سیاسی Ùˆ Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ از ÙØ¶Ø§ÛŒ مجازی را به اعضای سازمان یاد می‌دهند؛ یعنی اگر بخواهند ضربه بزنند، توانایی ØÙ…له نظامی را ندارند اما می‌توانند از ضعÙ‌های موجود یا Ø§Ø®ØªÙ„Ø§ÙØ§Øª جناØÛŒ Ø³ÙˆØ¡Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ کنند، همانند زمانی Ú©Ù‡ سازمان در زمان ØÚ©ÙˆÙ…ت صدام، از کمک‌های او بهره می‌برد Ùˆ صدام نیز به آنها پول Ù†ÙØª می‌داد…
*تسنیم: مثلاً وعده پول ۱۸هزار بشکه پس از عملیات مروارید Ùˆ کشتار Ú©ÙØ±Ø¯Ù‡Ø§ÛŒ عراق.
بله. می‌خواهم بگویم الآن نیز از این کمک‌ها بهره‌مند هستند.
*تسنیم: شما ۱۶Ù€۱۷ سال بود Ú©Ù‡ در اردوگاه‌های عراق Ùˆ Ø§Ø´Ø±Ù ØØ¶ÙˆØ± داشتید Ùˆ ۲۰ سال است Ú©Ù‡ به کشور بازگشته‌اید، مشکلاتی داشتید، وقتی به ایران بازگشتید، برخورد با شما به‌عنوان یکی از اسرای پیوستی چگونه بود؟
وقتی برگشتیم، دوستان Ùˆ خانواده به همان دید سابق به من نگاه می‌کردند Ùˆ نگاهشان به من مثبت بود، از سوی دولت نیز دید بدی نداشتند، من وقتی برگشتم ۳۲Ù€۳۳ سالم بود، نه نیروی کار به ØØ³Ø§Ø¨ می‌آمدم، نه تجربه کار داشتم Ùˆ نه مدرک دانشگاهی داشتم، من از عÙÙˆ رهبری Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ کردم. وقتی برگشتم، شناسنامه Ùˆ مدارک نداشتم، اما مردم ما را Ø¨Ù‡â€ŒÙ„ØØ§Ø¸ اجتماعی Ù¾Ø°ÛŒØ±ÙØªÙ†Ø¯ Ùˆ مسئولان دلسوز نیز در جمهوری اسلامی بسیار است. مسئولان دلشان با ما هست، اما در زمان ØØ§Ø¶Ø± نیز با مشکلاتی مواجهم Ú©Ù‡ امیدوارم با همکاری نهادهای ذی‌ربط به‌زودی این مشکلات ØÙ„ شود.
پیوستن ما به سازمان برای رهایی از اردوگاه بعثی‌ها و رهایی از کمپ اسرا بود، نه اینکه بخواهیم یکی از اعضای سازمان شویم.
*تسنیم: در زمان ØØ§Ø¶Ø± Ú†Ù‡ آرزویی دارید؟
من به خانه Ùˆ آغوش وطن خود برگشته‌ام، آرزو دارم با رئیس جمهور یا رهبر انقلاب دیدار Ùˆ کتابم را به ایشان تقدیم کنم، امیدوارم با Ø±ÙØ¹ مشکلاتم بتوانم برای ÙØ±Ø²Ù†Ø¯Ø§Ù†Ù… زندگی بهتری ÙØ±Ø§Ù‡Ù… کنم.
انتهای پیام/+




